‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین خلق ا یران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین خلق ا یران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۳۰, شنبه

ایران - مسعود رجوی فرمانده کل ارتش آرادیبخش ملی ایران : سی خرداد روز تاسیس ارتش آرادیبخش ملی ایران

ارتش آزادیبخش ملی ایران 
... هشتاد سال پیش بود تقریباً ، که مجاهدین صدر مشروطه این راهی را که امروز مجاهدین خلق در مدار تکاملی جدیدی آن را به پیش می‌برند و ارتقاء داده‌اند، آغاز کردند. اما افسوس که همان‌طور که می‌دانید انقلاب مشروطه به‌خاطر بی‌بـته‌گی، ضعف و سازشکاری بورژوازی سرانجام به مسیر سازش و شکست کشانده شد. آنموقع، مجاهدین صدر مشروطه در تبریز آغاز کردند؛ با ستارخان سردار ملی و با باقرخان سالار ملی، شهری که بنیانگذار کبیر ما محمد حنیف هم از آنجا برخاسته و بعد مجاهدین مردم را بعدازظهرها می‌بردند به مشق و تمرین نظامی. کاری که در تهران به‌خاطر حضور بختک‌های سیاسی که مانع پیشرفت نیروهای مسلح انقلابی بودند، امکان‌پذیر نشد. یعنی در تهران مانع می‌شدند. حالا با فتوا گرفته یا با توطئه‌های سیاسی و با دجالگری اجتماعی. مانع می‌شدند که مجاهدین در آنجا هم پرچم انقلاب را به اهتزاز دربیاورند. سرانجام فقدان همین حلقه باعث شد که قوای ارتجاعی و فرصت‌طلب و میوه‌چین مجاهدین را خلع‌سلاح بکنند، کاری که خمینی هم بعد از انقلاب ضدسلطنتیمی‌خواست بکند که البته ما با سازمان‌دادن میلیشیای مردمی نگذاشتیم. در قضایای مشروطه دست‌ آخر هم سردار ملی ستارخان را در پارک اتابک محاصره کردند، مجاهدینش را خلع‌سلاح کردند و خودش را هم مجروح کردند و عاقبت هم از جراحتی که به زانوی او وارد شده و تیر خورده بود درگذشت. تقدیر این بود که مردم ایران به این حلقه مفقوده مسلح و نظامی در دوران ما (پس از انبوهی تجارب و کشاکش‌های بسیار) نائل بشوند و گمشده را پیدا کنند..

۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه

ایران - مصاحبه مسعود رجوی در رابطه با ارتش آزادی بخش ملی ا یران

مسعود رجوی فرمانده کل ارتش آزادی بخش ملی ایران 
… تأسیس این ارتش آزادیبخش به‌مثابه بازوی مسلح و استوار و پر اقتدار مردم ایران، از خیلی وقت پیش در صدر آرزوهای مجاهدین و همه آزادیخواهان و نیروهای میهن‌دوست و میهن‌پرست این مرز و بوم و در صدر آرزوهای همه مشتاقان استقلال و آزادی ایران بوده است. و کمبود آن یکی از مهم‌ترین حلقه‌های گمشده تاریخ ما، یعنی تاریخ جنبشهای مستمر مردم ایران در دوران معاصر، محسوب می‌شود. از زمان مجاهدان آزادی‌ستان صدر مشروطه تا همین امروز یعنی تا مجاهدین خلق ایران، از ستارخان گرفته تا مصدق فقید پیشوای نهضت ضداستعماری مردم ایران، همه این جنبشهای میهنی و مردمی، تنها با در اختیار داشتن یک‌چنین ارتشی می‌توانستند در برابر یورش و ایلغار ارتجاع و استعمار و در برابر سلطه مجدد دشمنان آزادی و استقلال ایران ـ‌چنان‌که باید‌ـ مقاومت بکنند و از بروز فجایع بزرگی مثل کودتای ننگین 28مرداد و یا سایر شکستها ممانعت کنند. تنها با پشتگرمی به یک ارتش آزادیبخش ملی و مردمی، می‌شد پیروزی پایدار را برای مردم ایران تضمین کرد. تا این‌که بهار آزادی، آن‌ قدرتند و زودگذر نباشد. آخر، می‌گویند که حق گرفتنی است و نه دادنی. امثال شاه و خمینی و سایر مرتجعان و ایادی استعمار، هیچ‌وقت خودشان نمی‌آیند حق مردم را دو دستی به آنها تقدیم بکنند. اینها، یعنی امثال خمینی، خودشان سارق حق و دزد حق بوده‌اند و هستند و خواهند بود.‌پس چنگالهای خونین خمینی و دژخیمانش و مزدورانش را باید با قدرت ـ‌با قدرت مسلحانه‌ـ از میان گوشت و پوست مردم درآورد، والا، دیگر چه راهی باقی می‌ماند؟ مگر اینها زبان خوش حالیشان می‌شود؟ مگر بویی از انسانیت و خلق و خویی از بشریت برده‌اند؟ 
ادامه .....