۱۳۹۴ تیر ۱۶, سه‌شنبه

ایران - سخنرانی موسی خیابانی : فلسفه شعائر شکل و محتوا

سردار شهید خلق موسی خیابانی 
سردار شهید خلق، موسی خیابانی:
قسمت نوزدهم: شکل و محتوا
... گفتیم «اشکال» عقیدتی و مرامی محتوا را بیان می‌کنند. بنابراین اینجا با دو مفهوم سروکار داریم:
شکل
محتوا

حال ببینیم منظور از شکل و محتوا چیست؟ بحث شکل و محتوا، بحث تئوریک مفصلی است که در اینجا نمی‌توانم به تفصیل در مورد آن صحبت کنم. می‌توانید به کتب فلسفی مراجعه کنید. به‌ویژه کتاب «ضرورت هنر در روند تکامل اجتماعی» که بحث مفصلی در این زمینه دارد.
چنانکه می‌دانیم هر پدیده‌ای شکلی دارد و محتوایی: پدیده‌های طبیعی یا اجتماعی، هنر، فرهنگ، ادبیات، تولید و هر چیز دیگری. اگر در این جهان واقعیتی وجود داشته باشد، واقعیتی مادی، عینی و ملموس، لزوماً شکلی دارد و محتوایی
محتوا چیست؟ مجموعه عوامل، عناصر و جریانهایی که بنیاد و اساس موجودیت پدیده را تشکیل می‌دهند؛ 
یعنی مجموعه‌یی از عوامل و جریانهایی که چیزی را به‌وجود می‌آورند و به آن موجودیت می‌دهند.
شکل چیست؟ آن سازمان وجودی، که روابط آن اجزاء را در درون پدیده، و روابط کل پدیده را با دنیای بیرون و پیرامون، تعیین می‌کند.
در نتیجه می‌بینیم که اگر شکل نباشد، محتوا هم مفهومی نخواهد داشت. انسان به‌لحاظ فیزیولوژیک، یعنی به‌لحاظ جسمانی، شکلی و محتوایی دارد. شکلش این است که مثلاً روی دو پا راه می‌رود، چشم دارد و دست دارد، محتوایش سوخت و ساز (همانند سازی و واهمانندسازی) است. این محتوا در قالب این شکل خود را نشان می‌دهد و متجلی می‌شود. اگر چنین شکلی نباشد، آن محتوا نیز نمی‌تواند ظهور و بروز پیدا کند. فردی را در نظر بگیریم که کاری انجام می‌دهد. این عمل شکلی دارد. برای نمونه، فرد موقع انجام کار دستش را تکان می‌دهد، بالا می‌برد، پایین می‌آورد یا راه می‌رود و حرکت می‌کند. در کل مجموعه حرکاتی که ارگانیسم انجام می‌دهد، شکل است.
محتوا چیست؟ محتوا منظوری است که این عمل، این مجموعه حرکات، آن را دنبال می‌کند. آیا می‌شود انسان کاری بکند، یک منظوری را دنبال کند، بدون این‌که حرکت مشخصی انجام دهد؟ عملی نیست. هر محتوایی در قالب شکلی بیان می‌شود. بنابراین محتوا عامل ایجاد کننده شکل پدیده است و شکل، سازمان وجودی و عامل تحقق و تجسم و قوام محتوا، در جهان عینی است. در این جهان مادی، محسوس و ملموس، محتوای لخت و عور، نمی‌تواند وجود داشته باشد. اگر محتوایی می‌خواهد وجود داشته باشد، باید حتماً لباسی بپوشد، در قالب مشخصی ظاهر شود و یک تجسم عینی داشته باشد. این جمله از حضرت علی (ع) است: «یکی هست که ادعا می‌کند (به گمان خودش) بخدا نظر دارد، بخدا امیداوار است. بخداوند سوگند که دروغ می‌گوید. وضع او از چه قرار است که امیدش در عملش پیدا نیست». اگر راست می‌گوید، اگر چنین چیزی وجود دارد، بایستی تجسم مشهود و ملموس داشته باشد، باید خودش را در عمل نشان دهد. محتوای بدون شکل نمی‌تواند وجود داشته باشد.
ادامه ....

۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

ایران - جنگ بدر جنگ ضد تعادل قوا


مطلبی در مورد جنگ بدر که مهمترین جنگ پیامبر با مشرکین زمان بود را دیدم که برایم خیلی جالب بود .
دراین جنگ تعداد مسلمانان خیلی کم و شمار مشرکین خیلی زیاد و با انواع و اقسام امکانات و ...
و این آزمایش مسلمانان بود که در برابر این انتخاب قرارداشتند که  با توجه به وضعیت امکاناتی خودشان در مقابل دشمن بایستند یا کناری بکشند که البته مسلمانان ایستادن درمقابل مشرکین را انتخاب کردند و خدا هم بخاطر همین پایداری شان بر ایمانشان یاری شان کرد و دراین روز پیروزشدند.
از جنگ بدر در قران بعنوان روز فرقان یاد شده است یعنی روزی که حق از باطل جدا میشود .
حتما این مطلب را بخوانید که در سه قسمت است و لینکهای آنرا برایتان میگذارم ‌:
جنگ بدر در اسلام از اهمیت ویژه‌یی برخوردار است. جنگی که در ماه مبارک رمضان اتفاق افتاده و علاوه بر آن در قرآن جمع‌بندی بسیار گویایی از این جنگ وجود دارد. اهمیت جنگ بدر در حدی است که حتی زیارت‌کنندگان حضرت ابوالفضل العباس که شأن و مرتبتش برای همه روشن است، در زیارتنامه خطاب به‌حضرتش می‌گویند «خدا را شاهد می‌گیریم که آنچه را که تو از سرگذراندی همان است که شرکت کنندگان در نبرد بدر از سر گذراندند».
از بسیاری نقطه‌نظرهای ارزشی و عقیدتی، نبرد بدر به‌مثابه نقطه عطفی در تارک نبردهای رهایی‌بخش اسلام می‌درخشد.
خداوند روز جنگ بدر را «روز جدایی حق از باطل، روزی که دو گروه با هم رودررو شدند»، می‌نامد. (یوم الفرقان یوم التقی الجمعان -سوره انفال آیه ۴۱) این امر نشان‌دهنده وجود نقطه عطف مهم در این نبرد می‌باشد.
ادامه ....

لینک قسمت دوم    
                                                                                                       http://www.mojahedin.org

لینک قسمت سوم 


ایران - نوزدهم رمضان آغاز شبهای قدر


شبهای قدر از روز نوزدهم ماه رمضان که روز ضربت خوردن حضرت علی ع است تا روز 21ماه رمضان که شب شهادت مولایمان علی است برای شیعیان روزهای خاصی است که مراسم خاصی هم تحت عنوان احیا به معنی زنده نگاه داشتن شب میگیرند .
در مورد حضرت علی و شب قدر مطلب زیر را حتما بخوانید:
نوزدهم رمضان، روزی است که شمشیر اشقی‌الاشقیا ابن‌ملجم که آخوندی از تیره آخوندهای خمینی‌صفت بود در سر نماز، فرق علی علیه‌السلام را شکافت و بدین‌ترتیب تاریخ اسلام و تاریخ بشریت را برای همیشه به ‌سوگ عزیزترین ثمره تاریخ انسان نشاند‌.
 دو روز بعد یعنی روز 21رمضان، روز وداع شیعیان و مجاهدان با مولا و پیشوا و مقتدای تاریخی و عقیدتی خودشان علی علیه‌السلام بود. با شهادت امیرالمؤمنین، تنها حکومت اسلامی واقعی که پس‌از پیامبر اسلام برای اولین بار در تاریخ تشکیل شده بود، ناکام ‌ماند و عمر کوتاه قریب 5ساله‌ این حکومت پس‌از پشت‌سر گذاشتن حداقل 3نبرد بزرگ و سهمگین به‌اتمام رسید... اما شهادت علی در ماه رمضان و درشبهای قدر باید حتماً معنا یا معانی مشخص دیگری هم داشته باشد.
با نگاه کوتاهی به‌ ماه رمضان و فلسفه آن شاید جوابهایی تا حدود فهم خود برای این مسأله پیدا کنیم:
رمضان، ازهمان آغاز، هدف خودش را ازروزه‌داری، کسب تقوای رهایی‌بخش توصیف کرده است. ولی راستی محصول این تقوا چه می‌تواند باشد؟ اصلاً تقوا که خروج از جبر به ‌سوی آزادی و رهایی است، برای چیست؟ و در خدمت چیست؟
 تقوا برای تغییر انسان و در خدمت تغییر انسان یا نفس همان تغییر است. هدف، تغییر است. کما این‌که با فرارسیدن شبهای قدردراین ماه، که شب نوزدهم هم یکی از آن‌شبهای قدر است، قطعی‌بودن این تغییر و این سرفصل را به ‌همه ما نوید می‌دهد و ‌آن ‌را‌ مهر می‌کند. ولی ببینیم وقتی از تغییر صحبت می‌کنیم، سمت‌وسو و چشم‌انداز این تغییر چیست؟
 اینجاست که ماه رمضان با ترسیم فطر رهایی‌بخش، چشم‌انداز باشکوه تغییر انسان و جامعه را مشخص می‌کند. تغییر برای رسیدن به ‌فطر رهایی، یعنی به‌ آن شرایط و به ‌آن جامعه‌یی که در آن انسانها به ‌فطرت پاک انسانی خود بازگشت کرده باشند. جامعه‌یی که در آن اثری از گرسنگی و تنگدستی و فقر و ناداری، بی‌عدالتی و ستم و تبعیض وجود نداشته باشد. کمااین‌که فطریه هم یک الگوی سمبلیک برای رسیدن به‌چنین جامعه‌یی است. جامعه‌یی که در آن عدالت اجتماعی و قسط برقرار شده باشد. 

ایران - سخنرانی موسی خیابانی ‌ فلسفه شعائرـ تعریف شعائر

سردار شهید خلق موسی خیابانی 

سردار شهید خلق، موسی خیابانی:
قسمت هجدهم: تعریف شعائر
بسم الله الرحمن الرحیم
«قل إنّ صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی للّه ربّ العالمین». 
حالا به‌ طور مشخص می‌خواهیم درمورد شعائر صحبت کنیم. ما فلسفه شعائر را صحبت کرده‌ایم؛ یعنی مباحث پیش که قاعدتاً بایستی مطلب را روشن کرده باشد. یعنی اگر چنان‌چه ما فلسفه پرستش را متوجه شده باشیم، شعائر و فلسفه شعائر را هم متوجه شده‌ایم. اما بهرحال در مورد شعائر نکاتی هست که باید گفته شود و حالا این نکات را صحبت خواهیم کرد: در مقدمه به‌طور خلاصه اشاره کوتاهی‌ست به مسأله پرستش تا برای این‌که زمینه بحث بعدی را مهیا کند. سپس صحبتی داریم از محتوای ایدئولوژیک هر مکتب. پس از آن می‌پردازیم به بحثی زیر عنوان شکل و محتوی. در زیر مجموعه آن، (بحث شکل و محتوا) از دو گرایش مشخص در برخورد با شکل و محتوی صحبت می‌کنیم. آنگاه صحبتی داریم در مورد شعائر، نیایش و پرستش ویژه خودمان، یعنی در مکتب اسلام. به‌دنبال آن کارکرد اجتماعی شعائر را بررسی می‌کنیم؛ همچنین در زیر مجموعه آن، صحبتی داریم ازسمبولیزم و زبان سمبولیک. در همین رابطه از اهمیت انگیزش عاطفی صحبت خواهیم کرد. درآخر نحوه برخورد با شعائر، سنن و آداب را توضیح خواهیم داد.
در بحثهای پیش از پرستش و فلسفه پرستش صحبت کردیم. گفتیم پرستش به مفهوم عام، عبارت است از اتخاذ یک جهت و سمت‌گیری به سوی یک مقصد؛ یک جهت و مقصد که به زندگی انسان معنی و مفهوم دهد و ضمن حرکت بسوی آن، انسان ذات خویش را تحقق می‌بخشد. به مفاهیم ذات و تحقق ذات هم، در مباحث پیش باختصار اشاره کردیم. جوهر حرکت انسان و جوهر و مضمون تاریخ، تحقق ذات انسان است. بعد صحبت خواهیم کرد که ذات انسان، به‌طور جبری و ضروری در یک جهت تحقق نمی‌پذیرد، چون دست خود انسان است. به حسب اختیار انسان، ممکن است که انسان زندگی خود را در جهت‌های مختلفی سمت داده، بر حسب ارزشهای متفاوتی آن را معنی و مفهوم بخشد.
بهر حال به‌ طور کلی در دو جهت این ذات می‌تواند تحقق بپذیرد: یا جهت تعالی و کمال، یا در جهت ضد آن. بعد توضیح دادیم که این مقصد اعلاء در مکاتب توحیدی و در ادیان توحیدی، عبارت است «الله». (وجود مطلق و جوهر مطلق هستی). گفتیم دراین مکاتب، این برترین و بالاترین ارزش است.
«الله اکبر» ؛ این شعاری است که هر روز ما می‌دهیم، یا در هر نماز تکرار می‌کنیم. معنیش این است: «الله» آن ارزش کبیر متعال، آن وجود کبیر متعال، دراین دیدگاه و در این مکتب، بالاترین ارزش است. یعنی در صورت لزوم، تمام ارزشها بایستی در راه آن فدا شود.
ادامه ....

۱۳۹۴ تیر ۱۴, یکشنبه

ایران - مسعود رجوی : علی قدر انسان

مسعود رجوی علی قدر انسان
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران سالها پیش در شب قدردر باره حضرت علی و شان او سخن گفت که توجه شما را به این سخنرانی جلب میکنم :
بسم الله الرحمن الرحیم 
انا انزلناه فی لیلةالقدر 
و ما ادریک ما لیلةالقدر 
لیلةالقدر خیر من الف شهر 
تنزل الملائکه و الروح 
فیها باذن ربهم من کل امر 
سلام هی حتی مطلع الفجر 
قدر در لغت به‌معنای اندازه‏گذاری است. چنان‏که در ابتدا و در انتهای این سوره می‏بینیم لیله قدر، در ارتباط مستقیم است با مطلع الفجر. لیله قدر رهنمون، راهبر، و راهگشا به‏جانب مطلع فجر است. شب تیره و تار را به سپیده دم و به طلوع صبحگاهان می‏برد و منتهی می‏کند. 
وقتی‏که می‏گوییم چیزی ”مقدر“ شده، یعنی که از قبل اندازه‏گذاری شده است. اما این ”قدر“ ی که صبحتش را می‏کنیم، به‏این مفهوم است که وقتی اندازه‏ها به‏حد نصاب خودشان می‏رسند و کمیاتی باهم انبوه می‏شوند، درنقطه‏یی لاجرم به‏کیفیت ارتقا پیدا می‏کنند. آن‏چنان‏که از دل شب تیره و تار، سپیده می‏دمد و سپس آفتاب می‏درخشد. 
بنا بر سنت تکامل؛ اندازه‏ها و تغییرات کمی الی غیرالنهایه ادامه ندارند. زیرا که دور تسلسل و دور باطلی در کار نیست. اندازه‏ها وقتی‏که انباشته بشوند و وقتی کمیات و تغییرات اندک سرجمع بشوند، زمان جهش و دگرگونی کیفی فرا می‏رسد. 
اگر کسی حساب اندازه‏ها دستش باشد -از رزمنده‏یی که در یک نبرد باید فواصل را بسنجد تا جریان عمومی تکامل و به‏ویژه تکامل اجتماعی و تا رقم خوردن قدر یک ملت تحت ستم -از این آیات درمی‏آید که اندازه‏ها و اندازه‏گذاری تا کجا اهمیت دارد. 
پس لیله قدر شبی و سرفصلی و مقطعی است که در آن اندازه‏ها تعیین می‏شوند. فواصل، مرزبندیها و سمت و سوی تحول، رقم می‏خورد. 
بر همین اساس خدا نزول قرآن را لیلةالقدر انسانیت گمشده، گمگشته و یا اسیر و غرقه در نظامات ضدتکاملی اعلام می‏کند. 
هر پدیده‏ یی در سرفصل ”قدر“ خود، لاجرم پوسته می‏شکند و به تغییر کیفی و جهش و قیام و خیزش راه می‏برد. 
ادامه .....

ایران - عبرت جالوت پیروزی یک گروه اندک بر لشگری بزرگ

مرگ جالوت 
قران همیشه بر پیروزی گروه اندک ولی با ایمان برلشگری بزرگ تاکید دارد و همیشه ایمان سوار بر سلاح رزمنده را برتر از سلاح طرف مقابل میداند.داستان جنگ طالوت یک جوان بی سلاح در برابر جالوت تا دندان مسلح نمونه بارز این قانون تکاملی است که در آیه 
«کم من فئةٍ قلیلةٍ غلبت فئةً کثیرةً بإذن اللّه واللّه مع الصّابرین»هم به آن اشاره شده است .
و در کتابهای مختلف آسمانی نیز آمده است .
به این تجربه تاریخی در این لینک توجه کنید‌:  

ایران - فلسفه شعائر- موسی خیابانی: پرستش، در راستای آن ارزش مطلق!

سردار شهید خلق موسی خیابانی 
سردار شهید خلق، موسی خیابانی:
قسمت - قسمت هفدهم: پرستش، در راستای آن ارزش مطلق! 
... پس این انسانی که خدا را می‌پرستد چگونه انسانی است؟ ما الگو داریم. حضرت علی الگوی ماست. علی (ع) چگونه انسانی بود؟ آیا کسی خدا و پرستش خدا را بیش از او درک کرده بود؟ به هیچ عنوان.
حضرت علی (ع) فرمود: «چطور می‌پرستم خدایی را که ندیده باشم؟».
حتماً شنیده‌اید در یکی از جنگ‌ها تیری به پای امام اصابت کرد. دیدند تنها راه این است که در حال نماز، آن تیر شکسته را از پایش بیرون بیاورند تا رنجش را احساس نکند. آیا حضرت علی (ع) به دیرنشینی می‌پرداخت؟ نه؛ او در متن حرکت اجتماع بود، در میدان نبرد، در میدان مبارزه. چرا؟ چون این مکتب آرمانهای اجتماعی دارد. از این‌رو می‌خواهد انسان را در گذرگاه تاریخ به خدا برساند، نه خارج از جامعه. آخر امکانش وجود ندارد. باز حضرت علی در نهج‌البلاغه عبارتی دارد و می‌گوید: «ولله مستادیکم شکره و مورئکم امره»... (نهج‌البلاغه) «خدا از شما می‌خواهد شکرش را به‌جا بیاورید». یعنی این خداگونگی را که به شما ارزانی داشته، به آن پاسخ دهید.
«شکر» یعنی چه؟ یعنی استفاده از امکانات و نعمتها در جهت و سمتی که بایستی مورد بهره‌برداری قرار گیرند. «و مورثکم امره»... «و امر خودش را به شما واگذار می‌کند». در مورد وراثت و خلافت. «و ممهلکم فی مضمار ممدود لتنازعوا سبقه»... «و به شما میدان می‌دهد، مهلت می‌دهد، در میدانی گسترده تا برای سبقت گرفتن در آن مبارزه کنید». «فشدو عقدالمازر»... «پس کمربندها را سفت کنید».
ادامه .....